سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
 RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 413152 | بازدیدهای امروز: 121| بازدیدهای دیروز: 395
درباره خودم

جواب سوالات
سجاد
لطفا سوال خود را در قسمت نظرات وبلاک راه فضیلت مطرح کنید..و در این جا پاسخ سوال خود را ببینید: آدرس وبلاک راه فضیلت: http://tavasool.parsiblog.com/
لوگوی وبلاگ
پیوندهای روزانه
موضوعات
لینک های دوستان
اشتراک
 

 

خانم‌ها چگونه از زندگی‌شان راضی باشند؟

به دخترانی که میل روابط به آن‌ها فشار آورده چه توصیه ای دارید؟

آقایونی که زن ندارند چگونه خودشون را کنترل کنند؟خانم‌ها چگونه از زندگی‌شان راضی باشند؟


می‌خواستم بدانم بهترین اعمال نزد خداوند چیست

چرا بعضی ها مومن هستند و صالح ولی فقیر هستند

خداوند که بر هر چیز میگوید باش و می شود چرا به انسان نگفت اطاعت کن و همه اطاعت کنند؟

شوهرم نماز نمی‌خونه تازه شرابخوار هم هست. لطفا راهنمایی کنید

چرا من نمی توانم موهای سرم را در روسری و یا حجاب قرار دهم؟

حال منافقان در قیامت چگونه است؟

روش برخورد زن با همکار مرد چگونه است؟

دنیای مجازی زمینه گناه را فراهم می گنه من چطوری گناه نکنم؟



با یه نفر دعوام شد سه بار رفتم عذر خواهی کردم ولی قبول نکرده حالا چکار کنم؟

به فکر رابطه جنسی با زن برادرم هستم چکار کنم؟

آیا خداوند هرکه را بخواهد هدایت کرده و هرکه را بخواهد گمراه می‌کند

رابطه تلاش در روزی و تقدیر الهیچیست

اگر شخصی بخواهد بر نفسش، مخصوصا نفس شیطانیش غلبه کند، چه باید بکند؟


اگر انسان به نفس مطمئنه برسد باز هم مبتلا به بلا و امتحان می شود؟

از همسرم جدا شدم، افسردگی گرفتم، احساس تنهایی می کنم

فرق فقیر و غنی در قیامت چیست ؟

برای این که دعاهام مستجاب بشه باید چکار کنم؟

شوهرم بد اخلاقه، بهم فحش میده،تهمت می زنه،غیبت می کنه ...چکار کنم

برادرم همش خودش را به من می ماله و یه بار هم تو حمام به زور باهام....


پدر و یکی از برادرانم با همسر برادر دیگرم رابطه جنسی داشته اند!

در خانه ی ما مادرم سالار هست! در منزل شخصیت من به رسمیت شناخته نمی شود.


دختری 23 ساله هستم با پسری دوست شدم و با او رابطه....آیا راه بازگشتی هست؟
 
هر خواستگاری برام میاد بی دلیلی ازدواج صورت نمی گیره. چه دعایی کنم؟

همسرم سرد مزاجه و میگه« من رو فقط به خاطر همین میخای»

حضرت زهرایی که هیچ درخواستی نداشت چطور درخواست خادم کرد؟

ازدواج کردم ولی بازم دلم می خواد به دخترای مردم نگاه کنم


من توبه کردم ولی از کجا بدونم که توبه ام مورد قبول واقع شده؟

راه های اصلاح نفس و رفع عیوب و رسیدن به خدا چیست؟

من زود عصبانی می شوم، چگونه خودم را کنترل کنم؟

عاقبت بی عدالتی و ظلم به دیگران در دنیا و آخرت چگونه است؟

من واقعا خدا رو دوست دارم اما یه جاهایی خدا دستامو ول کرده

علت های تقرقه در بین مردم یک کشور چیست؟

نماز در من اثر نداره من هم می خوام نماز را ترک کنم....

با پسره دوست شدم، دست دادم،توبه کردم ولی خدا نمی بخشه، نماز هم نمی خونم...

یکی را آذیت کردم حالا چطور ازش حلالیت بخوام؟

من خجالت می کشم نماز بخونم، تازه خیلی هم گناه کردم،چکار کنم؟

چگونه از زندگی که دارم راضی باشم؟

دعام مستجاب نشده با خدا قهر کردم و نماز هم نمی خونم..کارم درسته؟

احوال پرسی و اس ام اس و چت و ...با نامحرم خوبه؟

دوستم گرفتار خود ارضایی است راه درمان چیست؟

میشه یه عمر گناه کرد بعد با چند قطره اشک پاکش کرد؟

نیاز جنسی دارم،زن ندارم،سربازی نرفتم،الان چکار کنم؟


با دروغ آبروم را برده می تونم انتقام بگیرم؟

چرا خدا دوست دختر را حرام کرده؟

سوال شخصی از آلمان«برتری مرد بر زن»

40 روز دعا کردم ولی مستجاب نشده ...چرا؟


من دختری گناه کارم آیا خدا می بخشه؟

توی ازواج اول دختری من رفته آیا می تونم صیغه کسی دیگه بشم؟

خدا که شیطان را می شناخت چرا او را خلق کرد؟

من عاشق دختر هستم ولی پدرم مخالفت می کنه ..چکار کنم؟

تاثر کلمات در حلال شدن دو نفر«عقد»

چرا خواستکار برای من نمیاد؟

چرا در نماز حجاب داشته باشم؟ مگه خدا نامحرمه؟

آیا در بهشت لذتی مانند دنیا وجود دارد؟

چرا گفته اند با خانم ها مشورت نکنید


وضعیت خانم ها در بهشت

زنا،ارتباط دختر و پسر و...

چرا خدا جوابم را نمیده؟




نویسنده: سجاد(دوشنبه 92/4/10 :: ساعت 12:43 عصر)

سوال: سلام، برای دخترانی که لبه ی پرتگاه هستند چه توصیه ای می‌کنید؟ منظورم از لبه ی پرتگاه دخترانی که میل روابط به آن‌ها فشار آورده.؟

دخترانی که به هر علتی موفق به ازدواج نمی‌شوند برای این که بتوانند به این نیاز عاطفی و واقعی پاسخ مثبت بدهند و ضمن شکوفا کردن آن از داشتن چنین روحیه و حسی لذت ببرند...

 

ادامه مطلب




نویسنده: سجاد(یکشنبه 92/4/2 :: ساعت 6:41 عصر)

سوال: سلام، چرا من نمی توانم موهای سرم را در روسری و یا حجاب قرار دهم؟ با این حالی که زن متدینی هستم دوست دارم موهایم بیرون باشد و البته دلم پاک است.
سلام علیکم:
از این که سوال خود را با گروه معراج در میان گذاشتید از شما کمال تشکر و قدر دانی را دارم و از خداوند متعال توفیق انجام واجبات و ترک محرمات را دارم.
بدون شک حجاب از جمله پوشاندن موهای سر برای خانم‌ها از مسلّمات اسلام است، و تمام فقهاى اسلام در آن اتّفاق نظر دارند، و هر گونه بد حجابى و بى حجابى بر خلاف شریعت مقدّسه است و  حجاب شرعى در مورد زنان پوشیدن تمام بدن به جز صورت و دست‌ها تا مچ مى‌‏باشد«1»
بى حجابى، علاوه بر این که از نظر اخلاقى سبب ناامنى خانواده‌‏ها و بروز جنایات مى‏‌شود، ضمناً سبب ایجاد هیجان‏‌هاى مستمر عصبى و حتّى بیمارى‏‌هاى روانى نیز مى‏گردد که ثمره آن سستى پیوند خانواده‏ها و کاهش ارزش شخصیت زن در جامعه است.
برهنگى زنان که طبعا پیامدهایى همچون آرایش و عشوه‏‌گرى و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مى‏‌دهد تحریکى که سبب کوبیدن اعصاب آن‌ها و ایجاد هیجان‌هاى بیمارگونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى‌‏گردد.
علت های بی حجابی عبارتند از:
1- مساله حجاب را نمی‏‌دانند و فکر می‏‌کند عیبی ندارد.
2- فلسفه حجاب و آثار شوم بی بند و باری را نمی‌‏داند.
3- کمبودی دارد که می‏‌خواهد خود را مطرح کند.
4- طبق هوا و هوس ومیل رفتار می‏‌کند.
5- می‏‌خواهد از سایر بد حجاب‏ها عقب نماند.
6- فکر می‏‌کند بی حجابی، رمز ترقی و روشنفکری است.
7- می‏‌خواهد با دیگران فرقی داشته باشد.
8- فکر می‏‌کند که بد حجابی گناه ساده‌‏ای است و به دیگران لطمه‏‌ای نمی‏‌زند، در صورتی که این اثرات را به همراه دارد.
همان گونه که در سوال مشاهده کردید شخصی که موهایش را بیرون می گذارد مدعی است که دل پاکی دارد این گونه تصور به خاطر این است که گناه بی حجابی را گناه کوچکی می‌شمارد در حالی که بی حجابی و از جمله نپوشاندن موی سر از گناهانی است که در قیامت عذاب درد ناکی را به همراه دارد
 مولا علی (علیه السلام) می‌فرمایند: من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا (ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه می‌کرد مشاهده نمودیم به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت، چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟ حضرت فرمود: ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آن‌ها را نشناختم. از همین رو برای آن‌چه از شدت عذاب آن‌ها دیدم گریان هستم بعد فرمود:
زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند، و مغز سرش می‌جوشید. و زنی را دیدم که گوشت بدنش را می‌خورد و آتش از زیر آن زبانه می‌کشید و ....
بعد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود: به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است؟
 رسول خدا (صل الله علیه و آله) فرمود:
آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی‌پوشانید.
اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد، بدنش را برای مردم زینت می‌کرد. و...«2»
خطراتی که به خاطر بی حجابی زنان را تهدید می کند عبارتند از:
اگر -کسانی که حاضر نیستند دستور خداوند را مبنی بر حجاب اجرا کنند- بدانند که خداوند چقدر دوستشان داشته است که این گونه دستور داده هیچ وقت در حجاب داشتن تردید نمی‌کردند و حتما حجاب را رعایت می‌کردند خطراتی که افراد بی‌حجاب باید منتظرش باشند عبارت است از:
1-زیاد شدن بیماری‌‏های مقاربتی و روانی.
2- خود کشی‏ها. آمار نشان می‏‌دهد که جنون در کشورهایی که روابط جنسی مرد و زن از حدود اعتدال خارج می‌‏شود و عیاشی و هوسرانی یکی از شئونات زندگی آن مردم به شمار می‏‌رود، بیشتر است. امراض عصبی و خودکشی‌‏ها وابسته به آزادی زنان ومردان است، زیرا یکی از علل مختل شدن دستگاه اعصاب وارد شدن تحریکات فوق العاده شدید بر اعصاب است که اعصاب قدرت آنرا ندارند.«3»
3- کم کاری در ادارات، کمی مطالعه درمراکز تحصیلی مخلوط. این طبیعی است که وقتی زن و مردم مخلوط باشد نگاه‌ها قابل کنترل نیست و این نگاه‌ها فکر و ذهن انسان را مشغول می‌کند و انسان به جای کار و تحصیل در فکر برآوردن آن چیزی است که چشم انسان به دلش منتقل کرده است می‌باشد و امام صادق علیه السلام در این خصوص می فرماید:
نگاه (به زنان نامحرم) تیری از تیرهای زهرآلود شیطان است. و چه بسا نگاه‌هایی که حسرت طولانی و بی پایانی را به دنبال دارد.«4»
3- خود باختگی و عدم استقلال فکری و شکسته شدن و آسیب پذیری.
4- غافل شدن از ارزش‌های واقعی (به جای رقابت در علم و هنر، رقابت در پشم و نخ و طلا)
5- دغدغه به جای آرامش، چون تنوع‏طلبی نهایت ندارد و نفس انسان جهنمی است که دائما هل من مزید می گوید.
6- به جای انسان مستقل و مقاوم و دکوری زود رنج.
 کس غنچه نشکفته در برگ نچیند           از بی حجابی است اگر عمر گل کم است‏
برزنان کشور اسلام واجب شد حجاب‏      چون نگهبان چراغ از باد فانوس است و بس‏
7- ازدواجها کم می‏شوند: از جوانی اروپائی پرسیدند چرا ازدواج نمی‏کنی؟ گفت: وقتی هر روز شیر تازه بتوانم تهیه کن چرا گاو تهیه کنم؟
8- عامل ناامنی زن در جامعه، به خاطر تحریک مردان و سوء قصد به آنان.
 9- بی حجابی عامل چشم و هم چشمی، زندگی لوکس، اشرافی گری، مدپرستی، تحریکات، دنبال درآمد حرام، اختلافات زن و شوهری، عقده حقارت برای محرومان مانع رفت و آمدهای ساده و مفید، اسراف، رقابت، واردات، گناه، سقوط علم، استقبال از رقاصه به جای استقبال از یک پرفسور و ....
بلاء نشانه هرزگی در اجتماع است:
ایا با این همه مشکلاتی که همراه با بی حجابی وجود دارد باز هم کسی حاضر می‌شود خودش را بدون حجاب و در معرض دید دیگران قرار دهد؟ آیا زنانی که موهایشان را بیرون می‌گذارند می توانند عذاب دردناک آخرت و مشکلات دنیایی را تحمل کنند؟

        
منابع:
1: احکام بانوان، ص: 182
2:  عیون الاخبار الرضا جلد 1 صفحه 249  ، بحارالانوار جلد 103 صفحه 246
3: کتاب زن و آزادی، ص 113.
4: قالَ الصَّادِقُ (ع): النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً «کافی، ج 5، ص 559.»




نویسنده: سجاد(سه شنبه 92/3/14 :: ساعت 7:8 عصر)

سوال: شوهرم اهل نماز نیست. گاهی هم مشروب میخوره البته کم....خیلی برای تغییر دادنش تلاش کردم ولی بی نتیجه بوده. هر راهی رو امتحان کردم واسه مشروب خوردنش از زبان خوش گرفته تا قهر و دعوا و کم محلی ولی هیچ جوابی نگرفته‌ام. خیلی دوست دارم نماز بخواند فکر می‌کنم شاید نماز خوندن باعث بشود مشروب رو هم کنار بذارد ولی متاسفانه در اون مورد هم نتوانستم تاثیر مثبتی بگذارم. با مهربانی، مستقیم، غیر مستقیم، گفته‌ام اما فایده‌ای نداشته است. الان هم دیگه مدتی هست که در این مورد حرفی نزدم. خودم نمازم را می‌خوانم و البته سعی می‌کنم جلوی همسرم بخوانم بلکه رویش تاثیر بگذارد ولی متاسفانه تا الان هیچ تاثیری نداشته. ایشون حتی روزه هم می‌گیرد ولی بدون نماز. چه راهکارهایی پیشنهاد می‌دید؟
سلام علیکم ...
از این که سوال خود را با گروه اخلاق و تربیت معراج در میان گذاشتید از شما کمال تشکر و قدر دانی را دارم امیدوارم که خداوند به شما و به ما توفیق عبادت و بندگی عنایت بفرماید.
همان گونه که می‌دانید امر به معروف و نهى از منکر مراتبى دارد که عبارتند از: امر به معروف با زبان و دل، نصیحت کردن، اعراض و بى اعتنایى، ترک مراوده.
اگر تأثیر نکرد جایز است با کلمات تند و خشن که خالى از گناه باشد یا با توسّل به زور جلو فرد گنهکار را بگیرید، یا وسایل گناه را از دسترس او خارج سازید. که شما ظاهرا همه این را ه ها را رفته اید و قطعا نزد خداوند متعال داری اجر و مزد بالایی هستید همان گونه که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
مردان و زنان با ایمان ولىّ (ویار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف و نهى از منکر مى‌‏کنند؛ نماز را بر پا مى‏‌دارند؛ و زکات را مى‏‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏‌کنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار مى‌‏دهد، خداوند توانا و حکیم است! «1»
و این را بدانید که وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر است، و فرقی نمی‌کند کسی که منکر انجام می‌دهد از نزدیکان باشد یا سایر مردم، چه حرف ما را قبول کنند و عمل خلافشان را ترک کنند و یا به دل سوزی‌های ما توجه‌ای نکنند ولی به هر حال وظیفه یک مومن امر به معروف و نهی از منکر است همان گونه که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
آن‌ها را امر به معروف و نهى از منکر کن، اگر از تو پذیرا شوند، آن‌ها را از آتش دوزخ حفظ کرده‌‏اى و اگر نپذیرند، وظیفه خود را انجام داده‌‏اى!».
هر چند شما راه های زیادی را امتحان کرده اید اما من هم چند راه بیان می کنم
1: بیان فایده نماز و خطرات بی نمازی: نماز فریضه ای است که هیچ کدام از اعمال انسان به اندازه آن اهمیت نداره و انسان هر کار خیری که انجام بدهد در صورتی قبول می‌شود که نمازش مورد قبول واقع بشود همان گونه که در روایتی از رسول اکرم نقل شده است که می‌فرماید:
نماز ستون دین است هر گاه نماز انسان نزد خداوند پذیرفته شود اعمال دیگرش نیز پذیرفته می شود و اگر نمازش پذیرفته نشود اعمال دیگرش هم پذیرفته نمی‌شود.«3»
اگر انسان اهل نماز نباشد باید از ناراحتی دق کند چرا که بهشت برین که بهترین نعمت‌های الهی در آن است در صورتی به انسان داده می‌شود که اهل نماز باشد و در مقابل کسانی که اهل نماز نیستند قطعا در جهنم و عذاب الهی گرفتار خواهند شد همان گونه که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
اصحاب یمین که نامه اعمالشان را به نشانه ایمان و تقوایشان به دست راستشان مى‏‌دهند آنها در باغ‌هاى بهشتند، و سؤال مى‏‌کنند از مجرمان،چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟مى‏‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم«4»
شخصی که اهل نماز نیست هر چه تلاش می کند از زندگی لذت نمی‌برد همان گونه که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
و هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏‌کنیم«5»
شراب نیز یکی از نوشیدنی های خطرناک است که خداوند انسان ها را از خوردن آن ها نهی کرده و فرموده است:
اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید، شراب و قمار و بتها و گروبندى با تیرها پلیدى و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید«6»
خطر شراب و قمار به قدرى زیاد است که در ردیف بت پرستى قرار گرفته، به همین دلیل در روایتى از پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏‌خوانیم
شرابخوار همانند بت پرست است. «7»
 اثر الکل در عمر انسان؛ یکی از دانشمندان مشهور غرب اظهار می‌دارد که هرگاه از جوانان 21 ساله تا 23 ساله معتاد به مشروبات الکلی، 51 نفر بمیرند، در مقابل از جوان های غیر معتاد، 10 نفر هم تلف نمی‌شوند.
دانشمند مشهور دیگری ثابت کرده است که جوان های 20 ساله، که انتظار می‌روند پنجاه سال عمر کنند در اثر نوشیدن الکل، بیشتر از 35 سال عمر نمی‌کنند.
2. اثر الکل در نسل بشر؛ دانشمندان به تجربه ثابت کرده‌اند، کسی که در حین انقاد نطفه مست است، 35 درصد از عوارض الکلیسم حاد را به فرزند خود منتقل می‌کند و اگر زن و مرد هر دو مست باشند، صد در صد عوارض حاد در بچه ظاهر می‌شود، براساس آماری که در این زمینه وجود دارد، کودکانی که زودتر از وقت طبیعی به دنیا آمده‌اند، از پدران و مادران الکلی 45 درصد و از مادران الکلی 31 درصد و از پدران الکلی 17 درصد بوده‌اند. کودکانی که هنگام تولد توانایی زندگی را ندارند، از پدران الکلی 6 درصد و از مادران الکلی 45 درصد و نیز کودکانی که فاقد نیروی کافی عقلایی و روحی بوده‌اند، از مادران الکلی 75 درصد و از پدران الکلی نیز 75 درصد بوده است.
3. اثر الکل در اخلاق؛ در شخص الکلی عاطفه خانوادگی و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف می‌شود، به طوری که مکرر دیده شده که پدرانی، فرزندان خود را با دست خود کشته‌اند.«8»
کسی که بداند شراب هم به روحش ضربه می‌زند و هم به جسمش اگر اهل فهم و درک باشد قطعا ترک خواهد کرد.
2: در زمان هایی با ایشان وارد بحث و گفتگو درباره شراب خواری بشوید که سر حال باشد و به حرف های شما دل می‌دهد.
3: اول خوبی‌هایی که دارد بگویید و بعد بگویید چقدر خوب بود که شراب خواری را ترک می‌کردی و اگر این عمل بد در تو نبود مرد بسیار خوب و ارزشمندی بودی همانی می‌شدی که من آرزویش را داشتم
4: از دوستان بسیار نزدیکش بخواهید که او را موعظه کند.
5: دعا کنید و از خداوند بخواهید که به او توانی بدهد که بتواند بر این گناه غلبه کند.
6: او را به یاد مرگ بیندازید و این که در قیامت چگونه می‌خواهد پاسخ این گناه را بدهد.
7: نوشیدنی های مجاز دیگر را به او پیشنهاد بدهید و بگویید این همه نوشیدنی حلال چرا سراغ حرام می‌روی؟
8: عده‌ای می­‌گویند که نوشیدن شراب باعث فعال شدن کلیه و یا شادابی پوست و امثالهم می‌گردد و حال آن‌که واقعیت چیز دیگری است یعنی نه تنها چنین نیست بلکه سبب تحلیل رفتن ارگانیزم بدن شده و بعضاً موجب هلاکت می‌گردد.
9: کسانیکه دائماً در معرض فشارهای عصبی و محیطی قرار دارند بیشتر از دیگران در معرض خطر گرایش به شراب هستند که اگر فرد راه صحیح مقابله با آن‌ها را نداند امکان دارد برای آرامش مقطعی از شراب استفاده کند و پُر واضح است که تبعات حاصله پس از نوشیدن شراب فشارهای عصبی منفی را دو چندان می‌کند. پس سعی کنید در فضای خانه محلی سرشار از آرامش و عشق برایش فراهم کنید.
10: نگرش غلط، به مسئله شراب: با توجه به تعریف‌هایی که از شراب در طول تاریخ توسط افراد مختلف شده مبنی بر اینکه انسان را از غم رها می‌کند و در مجموع اطلاعات غلط موجب می‌شود که فرد دیدگاه مثبتی نسبت به مصرف شراب پیدا کند. شما به او بگویید که شراب خواری راه رهایی از غم و غصه نیست بلکه ذکر و یاد خدا باعث آرامش دل ها می‌شود.
امید است که با این راه کارهایی که خدمت شما ارائه شد بتوانید شوهرتان را از این گناه حفظ کنید و سعی کنید قسمت های فواید نماز و خطرات بی نمازی و شراب خواری را کپی گرفته و در معرض دید ایشان قرار بدهید.

    
منابع:
1: وَالْمُؤمِنُونَ وَ المُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُوْنَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ الئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ انَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ «سوره توبه، آیه 71»
2:  «تَأْمُرُهُمْ بِما امَرَ اللَّهُ وَ تَنْهاهُمُ عَمَّا نَهاهُمْ اللَّهُ انْ اطاعُوکَ کُنْتَ قَدْ وَقَیتَهُمْ، وَ انْ عَصَوْکَ کُنْتَ قَدْ قَضَیْتَ ما عَلَیْکَ؛
3: الصلاة عمود الدین ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ما سواه«کنج حکمت، ص 122 بحث اساس دین»
4: إِلاَّ أَصْحابَ الْیَمینِ، فی‏ جَنَّاتٍ یَتَساءَلُونَ، عَنِ الْمُجْرِمینَ، ما سَلَکَکُمْ فی‏ سَقَرَ، قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ «سوره مدثر آیات 39 تا 43»
5: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی«سوره طه آیه 124»
6: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون«مائده آیه 90»
7: شارب الخمر کعابد الوثن « تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 72»
8: لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: 1/100117276)




نویسنده: سجاد(سه شنبه 92/3/14 :: ساعت 7:6 عصر)

سلام.من دختری 20 ساله هستم.در خانواده مذهبی بزرگ شدم...حقیقتش چند تا مشکل دارم.از اولی شروع میکنم. 9 ماه پیش با پسری در چت روم دوست شدم.کلا فقط یک بار رفتیم چت روم.بعد فقط دیدار حضوری بود و اس ام اس.از هم دیگه خوشمون اومد.
اون در قم زندگی میکنه.پسری ساده هست.خداییش از لحاظ خانواده هم سطح و اخلاقی طرفم خیلی بهتر از منه.خیلی.فقط مشکل اینه که ما چند بار درباره روابط جنسی که دوست داریم با هم صحبت کردیم.
و 3 بار به هم دست دادیم.اون منو خیلی دوست داره ولی من سرد شدم.خیلی به خاطر این دو اشتباهم گریه کردم.خیلی.ولی آروم نشدم .
می خوام بدونم رابطمو باهاش نگه دارم یا نه.اینم میدونم که دوستی خوب نیست ولی قراره بریم پیشه مشاور. اطرافیانم خیلی منو میترسونن.آنقده مردد شدم که نگیدو نپرسید.بهش گفتم دیگه دست نمیدم شاکی شد ولی قبول کرد.اون صحبت ها هم واسه 5 ماه پیشه.راستی پسره نمازش ترک نمیشه.نونه حلال هم خورده اهل خمس و زکات هم هستن دیگه حرفی نزد.
دومین مشکلم اینه که نماز نمیخونم و پشتم خیلی خالیه..خیلی به خدا التماس کردم ببخشتم ولی نمیبخشه.به بزرگی خودش قسم میدونم اشتباه کردم و نامحرم بود ولی... .انقد ناراحتم عفت و پاکیم از بین رفته.
دیگه ثباته شخصیتی ندارم.غروب که میشه میشینم گریه میکنم تا 1 ساعت بعد...میشه راهنماییم کنید تا این دو تا مشکلم حل بشه؟
پاسخ:
از این که سوال خودتون را با ما در میان گذاشتید از شما سپاسگزرام ان شاالله که خداوند به همه ما توفقی توبه و برگشت از اشتباهات را عنایت بفرماید.
اول این که در مورد پسر نوشته بودید که از لحاظ اخلاقی از شما بهتر است باید عرض کنم پسری که باب گفتگو و دوستی را با دختری باز می کند حد اقلش این است که بگوییم در مسائل شهوانی که یکی از قطب های مهم زندگی است اخلاقش بسیار ضعیف است و راه انحرافی و دوستی با جنس مخالف که بسیار خطرناک است را انتخاب کرده است همان گونه که شما نوشته اید چند بار هم با هم دست داده اید و در مسائل جنسی با هم صحبت کرده اید که این بسیار خطرناک است چون شروع فرو رفتن در مسائل جنسی و بی حیایی ابتدا از سخن گفتن شروع می شود و به مرور زمان به مسائل دیگری می رسد و اصلا گفتگوی دو شخصی که با هم نا محرم هستند در مکانی خلوت که دیگران نمی توانند وارد شود قطعا نفر سوم این گفتگو شیطان است که ممکن است این گفتگو حضوری باشد و یا در چت و اس ام اس و ...و شیطان وقتی وارد شد راه های انحراف جنسی را به طرفین پیشنهاد می کند و هوای نفس و ...پس هر چه سریع تر باید از این گونه خلوت ها و گفتگو ها کناره گیری کنید و اگر دوست داری با این پسر باشید باید روند خواستگاری و بعد عقد«دائم یا موقت »را در پیش بگیرید..

مطمئن باشید دوستی با جنس مخالف اصلا به صلاح نیست و همان گونه که می دانید غریزه جنسی  از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری  از رفتارهای  آدمی را شکل می‌دهد
در نتیجه  هر عاملى که موجب تحریک انگیزه‌هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست. اسلام می‌خواهد انواع لذت‌های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند‌های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع آسیب وارد نشود
به جهت میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند، در وضعی قرار می‌گیرند که حتی اراده خود را از دست می‌دهند و دیگر نمی توانند از ارتباط جنسی  خودداری  کنند و ناخود آگاه و بی آنکه بخواهند، کم کم در آن اوضاع بدون بازگشت قرار می‌گیرند و زمانی متوجه می‌شوند که کار از کار گذشته است، یعنی با فراهم شدن اوضاع دیگر، جلوگیری از آن بسیار سخت و دشوار است، به خصوص آنکه پسران فریبکار و متاسفانه حرفه‌ای در فریب دختران جوان در این موارد، شیاد و تردست هستند، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین دلیل در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است..پس اگر آن پسر شما را دوست دارد و می خواهد با شما زندگی کند ازش بخواهید که به خواستکاری شما بیاد و شما هم به عقد او در بیایید و به این وسیله از بودن در کنار هم لذت ببرید...
اما قسمت دوم سوال شما:«به خدا التماس کردم ببخشتم ولی نمیبخشه. به بزرگی خودش قسم میدونم اشتباه کردم و نامحرم بود ولی... .انقد ناراحتم عفت و پاکیم از بین رفته.»




نویسنده: سجاد(پنج شنبه 91/11/26 :: ساعت 10:56 صبح)

سوال: من با یه سنی بحث می کردم می گفت که چرا حضرت علی (ع) وقتی نماز می خوند تیر از پاش در می آوردن نمی فهمید که تیر از پاش دراومد ولی وقتی اون گدا اومد انگشترشو بهش داد؟
بعدشم می گفت مگه حضرت علی (علیه السلام) زکات بر گردنش بوده که اون موقع انگشتر رو به عنوان ذکات به اون فقیر میده؟ حالا به نظر شما آیا چیزهایی که گفتم درست بوده ؟ میشه شما یه مقدار توضیح بیشتر به من بدین؟
سلام عیلکم ...ممنون از این که سوال خود را با ما در میان گذاشتید در  پاسخ این سوال شمابه صورت خلاصه و در یک جمله عرض می کنم که در صورت اولی حضرت آن قدر با خدا در ارتباط بوده است که متوجه بیرون اوردن تیر نشده است و در صورت دوم هم چون کمک به فقیر برای خدا و در راه خدا بوده است خداوند حضرت  را از حضور فقیر و درخواست کمکش با خبر کرده است چون در راه خدا و برای خدا بوده است .
 به عبارتی دیگر
انسان این توان و استعداد را دارد که با انجام اعمال مورد نظر الهی، کمالاتی را کسب نموده و به جایی برسد که دارای تمام  کمالات گردیده و به مقام انسان کامل نائل آید.
2. نائل شدن به مقام انسان کامل، بدین معنا نیست که آنهایی که بدین مقام رسیده اند، حالات گوناگونی نداشته باشند.
امام علی(ع)  از دیدگاه ما و بسیاری از مسلمانان، اسوه و الگوی مسلمانان و حائز مقام انسان کامل می باشد، اما حالات مختلفی دارد؛ یعنی گاهی درد کشیدن تیر از پایشان را احساس نمی کنند و گاهی نیز در حال نماز، صدای فقیر را شنیده و انگشتر خویش را به ایشان می بخشند.
3. آنچه در نکته­ی دوم بیان شد،گویای این مطلب است که حالت معنویت امام علی(ع) در حالت نخستین بسیار بالاتر از حالت دوم است؛ اما در این موضوع، حرف دقیقتری هم وجود دارد.
عرفا می گویند انسان می تواند به جایی برسد که جامع بین ملک و ملکوت گردد؛ یعنی می تواند در عین توجه به ملکوت و خدا، به مسایل ملکی و دنیایی نیز توجه داشته باشد. از این جهت آنها حالت دوم حضرت علی (ع) را بالاتر از حالت نخستین می دانند، چرا که آن حضرت در این حالت به جهت دارا بودن مقام والای انسانی و اشرافیت کامل معرفتی که از آن به مقام جمع سالم تعبیر می کنند، هم نظر به خدا داشته ا­ند و هم به ماسوی الله؛ یعنی در عین اینکه مشغول به خداست، مشغول به ماورا هم می باشد نه اینکه از خدا غافل است و به فقیر توجه کرده، بلکه آنچنان توجه اش به خدا، کامل است که در آن حال، تمام عالم را می بیند. از این جهت این مقام بالاتر از حالتی است که فقط غرق در معنویت و خدا هستند و درد کشیدن تیر را احساس نمی کنند.
و در مورد زکات پاسخ این است که - اولا به گواهى تواریخ على ع از دسترنج خود اموال فراوانى تحصیل کرد و در راه خدا داد تا آنجا که مى‏نویسند هزار برده را از دسترنج خود آزاد نمود، بعلاوه سهم او از غنائم جنگى نیز قابل ملاحظه بود، بنا بر این اندوخته مختصرى که زکات به آن تعلق گیرد و یا نخلستان کوچکى که واجب باشد زکات آن را بپردازد چیز مهمى نبوده است که على ع فاقد آن باشد، و این را نیز مى‏دانیم که فوریت وجوب پرداخت زکات" فوریت عرفى" است که با خواندن یک نماز منافات ندارد.
ثانیا اطلاق زکات بر" زکات مستحبّ" در قرآن مجید فراوان است، در بسیارى از سوره‏هاى مکى کلمه" زکات" آمده که منظور از آن همانزکات مستحبّ است، زیرا وجوب زکات مسلما بعد از هجرت پیامبر ص به مدینه، بوده است (آیه 3 سوره نمل و آیه 39 سوره روم و 4 سوره لقمان و 7 سوره فصلت و غیر اینها)




نویسنده: سجاد(یکشنبه 91/11/15 :: ساعت 7:22 عصر)

سلام.میخواستم بدونم هرکسی میتونه هرگناهی انجام بده حتی کافرباشه وبعد طبق حدیث امام صادق با چندتا اشک برای امام حسین بخشیده بشه میدونم بحث کافرکه جداست ولی ما میتونیم همه گناهی بکنیم به امید اینکه میتونیم واسه اقا اشک بریزیم وبه بهشت راه پیدا کنیم؟

جهت خواندن پاسخ این سوال به
ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب




نویسنده: سجاد(چهارشنبه 91/11/11 :: ساعت 8:11 عصر)

سوال: سلام خانمی هستم که 15روز با شوهرم نامزد بودم و در این مدت او دختری من را از من گرفت و از هم جدا شدیم و بعد از6 ماه عاشق مردی شدم که خود در شوروف طلاق هست با او صیغه محرمیت موقت کردم باهم رابطه داریم اما نه زن و شوهری بلکه فقط لذتهای دیگر را از هم میبریم در حد ارضاء شدن همدیگر  خودم مکه هم رفتم برای اینکه زیارت مکه ام از بین نره از چند مرجع پرسیدم برای خاطرجمعی خودم حالااز شما میپرسم کارم اشتباه بود؟من ایمیل ندارم میشه توهمین سایت جواب بدین؟

پاسخ:
با سلام و عرض ادب خدمت شما خواهر گرامی و با تشکر از این که سوال خود را با ما در میان گذاشتید و با تشکر از این که این همه مقید هستید ان شاالله که با شوهر جدید زندگی خوبی داشته باشید
در خصوص سوال شما باید عرض کتم که اولا شما خودتان نوشته اید که از چند مرجع پرسیده اید و نظر مراجع هم این بوده است که اشکال ندارد بنده که خاک پای مراجع هم نمی شود ولی حالا که سوال کرده اید پاسختان را این گونه می دهم
اگر سری به قسمت استفتاء ات حضرت آیت الله مکارم شیرازی زده باشید که من آدرس این قسمت که مربوط به سوال شما می شود را می نویسم
http://makarem.ir/websites/farsi/estefta/?mit=648
ایشان در پرسشی که از محضر مبارکشان شده است این گونه پاسخ داده اند در صورتی که ازدواج اول به اذن ولی بوده باشد و از بین رفتن بکارت«دختری» هم در آن ازدواج اتفاق افتاده باشد شخص می توانید در ازدواج موقت بعدیبدون اذن پدر اقدام کند حال اگر اقدام شما با اجازه  پدرتان بوده که چه بهتر و اگر نبوده باز هم شما شرعا کار حرامی انجام نداده اید من آن سوالی که از محضر ایشان شده است را اینجا همراه با پاسخشان برای شما می نویسم:
سوال از حضرت آیت الله مکارم شیرازی: من 21 ساله و دانشجو هستم که مدتی است با دختر خانمی مومن و محجبه آشنا شدم و قصد داشتم با او ازدواج کنم ولی خانواده هامون مخالفت کردند حال میخواهم بدانم آیا این دختر خانم که خود او با این ازدواج موافق است میتواند خود باکره بودن خود را از بین ببرد که ما با هم بتوانیم صیغه محرمیت بخوانیم ولی با هم رابطه جنسی نداشته باشیم؟ با تشکر خدا حافظ
جواب حضرت ایت الله مکارم شیرازی: ازاله بکارت باید از طریق ازدواج مشروع صورت بگیرد و بر فرض ازاله بکارت باز هم بدون اجازهء پدر جایز نیست. تنها در صورتی جایز است که یکبار با اجازهء پدر ازدواج کرده باشد؛ بار دوّم اجازهء پدر شرط نیست

 

 




نویسنده: سجاد(دوشنبه 91/11/2 :: ساعت 4:46 عصر)

سوال: با عرض سلام و ادب من پسری 23 ساله هستم ک بادختر خانمی از طریق اینترنت آشنا شده ام از ایشان خوشم اومده و بعد سه ماه شماره تلفون رو ازش گرفتم بعد از اینکه کاملا از هم خوشمون اومد خانواده ام رو در جریان گذاشتم اما دختر از اول ماجرا به مادرش گفته بود اما خانواده من بخاطر اینکه از اینترنت اشنا شدیم مخالفت میکنند حتی حاضر نیستند بیان برن یک بار ببینش اگر بد بود بگن نه ما باید چیکار کنیم مشکلمون حل بشه ما برای اینکه کارمو حل بشه نذر کردیم در خونه خدا و به خدا گفتیم ما نذر میکنیم اما بدهکار نیستی هر چه خودت صلاح میدونی انجام بده شما بگویید چیکار کنیم خسته شدیم دوست نداریم گناه کنیم از گناه بدمون میاد
نیازمون دارم ما رو به گناه آلوده میکنه کمکمون کنید التماس دعا

سلام علیکم ...دوست بسیار خوبم ممنون از این که سوال خود را با این وبلاک در میان گذاشتید ما در نهایت تلاش می کنیم که پاسخی منطقی برای شما ارائه کنیم ولی یک مخالفت می تواند جنبه های متفاوتی داشته باشد
اولین توصیه ای که به شما می شود این است که در هیچ شرایطی  پرخاشگری و جنگ و دعوا به نتیجه نمی رسد و فقط آتش معرکه را بیشتر می کند. بنابراین از فکر قهرمان بازی بیرون بیایید و بیشتر تلاش کنید در سکوت و آرامش ماجرا را پیش ببرید.البته منظورم این نیست که خدایی نکرده شما این گونه هستید بلکه این توصیه برای پیشگیری عرض کردم که قعطا خود شما عالم تر هستید
در مرحله بعد این نکته را بدانید ازدواج با رضایت والدین، آرامش بیشتری را برای شما در پی دارد اما این رضایت نباید به قیمت نارضایتی شما از ازدواج به دست بیاید. به بیان دیگر، نباید صرفا به خاطر رضایت والدین تن به ازدواجی دهید که با آن موافق نیستید.
و این نکته نیز خدمت شما عرض شود که پدر و مادر شما قطعا شما را دوست دارند و اگر در ازدواج سخت گیری می کنند به خاطر این است که شما بیشتر فکر کنید و بیشتر تحقیق کنید و به قول معروف پخته تر شوید با توجه به این که آشنایی شما با دختر مذکور از طریق اینترنت بوده است و این فضا هنوز هم به فضای مجازی و بی اعتباری به خصوص در این مسائل معروف است
توصیه می شود که سعی کنید در یک فضای منطقی و عاطفی و دوست داشتنی حرف پدر و مادرتان را و علت مخالفتشان را به دست بیاورید و روی حرف ها و نظراتشان به صورت اساسی فکر کنید چون پدر مادر تجربه دارند و بسیاری از ازدواج های ناموفق و کلاه برداری هایی که از این راه در جامعه به وجود آمده است را دیده اند و دوست ندارند که این تجربه را در خانواده خودشان نیز مشاهده کنند و شاید بعد از فکر به این نتیجه برسید که حق به آن ها باشد.اگر شما با شنیدن علت مخالفت و تفکر و تحقیق به این نتیجه رسیدید که این دختر مناسب شما و خانواده شما است و گفتگوی شما با پدر و مادرتان مشکل را حل نمی کند از بزرگان فامیل یا کسی که با پدر و مادرتان رابطه خوبی دارد بخواهید که در این موضوع با پدر و مادرتان صحبت کنند..
اگر خانواده شما حاضر نمی شوند از خانواده شخصی که شما به عنوان نامزد انتخاب کرده اید دیدن کنند از آن ها بخواهید که به شهر شما بیایند و در یک فضای منطقی با هم گفتگو کنید اگر این راه کار هم جواب نمی دهد سعی کنید همراه والدینتان پیش مشاور یا روانشناس بروید و در شرایطی منصفانه درباره مشکل صحبت کنید.
اگر این راه کار هم جواب نداد شما می توانید بدون اذن خانواده با شخص مورد نظر ازدواج کنید چون در ازدواج برای پسر اذن و اجازه پدر شرط نیست و حتی در مورد دختر سوالی به این مضمون از ایت الله مکارم شیرازی سوال شده است« اگر پدر دختر باکره دلیل قانع کننده ای برای مخالفت نداشته ولی مخالفت کند آیا شرط اجازه پدر از بین می رود؟
جواب معظم له: چنانچه به تصدیق بزرگترهاى فامیل خواستگار کفو و متناسب دختر باشد، و پدر دختر بدون دلیل معقول مخالفت کند، اذن او ساقط است، و آنها مى توانند با هم ازدواج کنید. هر چند شایسته است در صورت امکان رضایت پدر دختر جلب شود.
وقتی در مورد دختر این گونه اجازه ای وجود دارد پس قطعا این اجازه از طرف خداوند برای پسری که دختری هم شان خودش پیدا کرده است ولی خانواده اش مخالفت می کند وجود دارد.
ولی در نهایت باز هم از درگاه الهی مایوس نشوید و از خداوند بخواهید که اگر این دختر به صلاح و مصلحت شما است مقدماتش که همان رضاین خانواده شما است را فراهم کند و در صورتی که به مصلحت شما نیست فکر و ذهن شما را از این ازدواج دور کند.





نویسنده: سجاد(شنبه 91/10/30 :: ساعت 4:40 عصر)

سوال:با عرض سلام
بنده دختری 23 ساله و مذهبی و معتقد هستم.تمام خواستگاری هایم سنتی و با حضور خانواده ام هست و به این روش و عقیده پایبندم.خواستگاری داشتم که یکی از دوستانم که آشنایی با خانواده ایشان داشتند معرف من بودند.ایشان تحصیل کرده و مذهبی بودند که بعد از چند جلسه صحبت به این نتیجه رسیدیم که از لحاظ اعتقادات و افکار و حتی خانواده در شان هم هستیم و ایشان هم کاملا مذهبی بودند  و تمام معیارهای دینی و زناشویی را داشتند و از بین تمام خواستگارانم ایشان دقیقا همان خواسته من بودند اما متاسفانه در جلسه ای که پدرم حضور داستند تنها به دلیل اینکه هنوز شغل ایشان مشخص نیست و و چند ماه دیگر حتمی و مشخص خواهد شد ایشان را رد کردند...و همه چیز به هم خورد..و بنده از نظر روحی خراب بودم..بعد از ایشان چندین خواستگار دیگر هم آمدند اتفاقا امکانات مالی داشتند ولی آن سطح ایمان و اعتقادی که معیار من بود نداشتند...بنده قلبا معتقدم که خداوند خودش وعده داده که:
ان یکونوا فقرا یغنهم ا...من فضله...اما خانوادام ظاهرا اعتقاد دارند و پای عمل که میرسد جا میزنند!!!
لطفا کمکم کنید من دختر کاملا معتقدی هستم به خداوند با تمام وجود عشق میورزم و در تمام زنگی ام حسش میکنم.. چیزی که این روزها فکر من را سخت درگیر خود کرده است صحبت از اراده خداست..بیشتر خواستگاری هایم با رفتار و طرز فکر پدرم به هم میخورد..بعد همه میگن خب قسمت نبوده...سوال من اینه:
اگه خدا نمی خواست چرا از همون اول اراده نکرد که این خواستگارم نیاد؟ یا اگه اراده خدا فوق اراده ماست چرا تو هیچ کدوم از خواستگارای من مثل همین مورد خدا جورش نمیکنه؟اصلا خداوند توی مساله ازدواج چه قدر دخیله؟ پس اراده و اختیار ما کجاست؟
خواهش میکنم کمکم کنید خیلی امتحان سختیه!! اگر امکان دارد احتراما به ایمیلم جواب را ارسال کنید. اجرکم عندا...

سلام علیکم پاسخ
از مباحث مهمی که معمولاً در امر ازدواج از آن خیلی سخن به میان میآید، بحث قسمت است. میگویند: سختگیری نکنید، اگر قسمت باشد میشود و قسمت نباشد نمیشود.
قسمت به معنای نقش و اراده نداشتن انسان در رخ دادهای زندگی ـ از جمله ازدواج ـ درست نیست. زیرا انسان آزاد و صاحب اختیار آفریده شده است، البته این آزادی مطلق نیست، بلکه مستند به اراده و مشیت خداوند است «خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند«رعد آیه 11».
برای تحقق یک رخداد (ازدواج) عوامل گوناگونی از جمله ارادة انسان دخالت دارد که البته این موضوع در طول ارادة خداوند است. مثلاً برای اینکه لامپ منزل شما روشن شود، باید نیروگاه برقی وجود داشته باشد که نیروی برق را تولید کند و باید از نیروگاه تا منزل شما سیمکشی شده باشد، در سیمها نیز نیروی الکتریسیته جریان داشته باشد و شما هم باید کلید برق را فشار دهید. اگر هریک از این عوامل وجود نداشته باشد، لامپ روشن نمیشود.
در رابطه با مسئلة ازدواج هم همینطور است. برای ازدواج باید اراده و اقدام کنید و فرایند خواستگاری را بگذرانید، اما درنهایت اگر توکل بر خدا کنید، ممکن است خداوند به جهت مصالحی که نمیدانید، ارادة خود را بر ارادة شما حاکم کند و با وجود شرایط مناسب ظاهری، آن ازدواج به سامان نرسد.
بنابراین، آنچه در بین مردم معروف است که در ازدواج قسمت و تقدیر دخالت دارد و قبلاً همه چیز معلوم و مشخص شده است و یا میگویند: فلان دختر قسمت فلان پسر است و یا بالعکس؛ اینگونه سخنان صحیح نیست و هیچ ریشة دینی و عقلی ندارد. همانطور که به روشنی، اختیار و انتخاب را در خرید و فروش، انتخاب شغل و تعیین رشتة تحصیلی میبینیم، در ازدواج نیز که موضوع مهم و سرنوشت سازی است، مشاهده میکنیم.
علاوه بر حکم عقل و منطق، روایاتی که در آن معیارهای انتخاب همسر ذکر شده اند، دلیل محکمی بر دخالت انسان در سرنوشت خویش است. پیشوایان دین به ما توصیه کردهاند که در انتخاب همسر نهایت دقت را مبذول دارید و چشم بسته ازدواج نکنید. چراکه ازدواج یک موضوع حیاتی است و برای هرکس بهطور طبیعی در طول زندگیاش فقط یکبار اتفاق میافتد.
بر این اساس، پسر و دختر جوان، نباید منتظر بخت و شانس و قسمت بمانند، بلکه چه پسر و چه دختر باید برای این تصمیم سرنوشت ساز خود را آماده کرده و با کمال دقت و خردورزی و با کمک تجارب خانواده، راهنمایی مشاوران دلسوز و کاردان، فرد مورد نظر را انتخاب کنند. زیرا منشأ و سرچشمة بسیاری از گرفتاریها و بدبختیهای انسان، غفلت و بیتفاوتی است.
غفلت، در تمام امور، خسارتبار است و در مسئلة انتخاب همسر، خسارت بارتر. ممکن است یک لحظه غفلت و یا انتخاب نادرست، یک عمر پشیمانی و حسرت را بهدنبال داشته باشد. افراد زیادی را میبینیم که علت ناکامیهای خود از زندگی زناشویی را یک لحظه غفلت در انتخاب همسر میدانند.
امام علی علیه السلام فرمودهاند: «خدای منزه را به تغییر اراده های آهنین شناختم.»
اگر شما برای ازدواج اقدام کردید و تلاش های خودتان را انجام دادید و اصرار کردید و خلاصه همه راه های ممکن را رفتید ولی موفق نشدید (خود در محقق نشدن آن دخالت نداشتید) مطمئن باشید آن ازدواج به مصلحت شما نبوده است و دیگر جای رنجش و ناراحتی نیست، این را میتوان قسمت الهی دانست. پس قسمت به این معنا درست و به معنای ارادهنداشتن انسان نادرست است.
اعتقاد به شانس و ستارة بخت نیز یکی از آسی بهای ازدواج و شبیه همان اعتقاد به قسمت (به معنای نادرست آن) است که شخص را از حرکت باز میدارد یا عاملی برای بیدقتی وسهلانگاری در ازدواج میشود. اشخاصی که به این خرافات اعتقاد دارند، یا بهدلیل تنبلی و سستی برای اقدام است یا از دیدگاه روانشناسی میخواهند ضعف اعتماد به نفس (خودباوری) خویش را بازیابی کنند

تازه این رد کردن کار بدی است که از طرف پدر شما صورت گرفته است و طبق آیه قران که می فرماید:« آنچه از نیکی ها به تو مى‏رسد، از طرف خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد، از سوى خود توست»«نساء آیه 79» و این اصلا به اراده الهی ربطی ندارد بلکه این امتحانی بود برای خانواده شما که بدانند در عمل پیرو علم خود نیستند و با این که میدانند خدا روزی می دهد ولی این همه امتیاز را به خاطر نداشتن شغل رد کرده اند...
در نهایت این که اگر شما شخصی را تشخیص دادید که هم شان و هم کفو شما است ولی پدر شما به دلیل های بی ارزش مخالفت می کند شما شرعا اجازه دارید با ان شخص بدون اجازه پدر ازدواج کنید و این را شما می توانید از دفتر مراجع تقلید هم سوال کنید که من نظر ایت الله مکارم شیرازی را خدمت شما عرض کردم
ان شاالله که شما بتوانید با صحبت و آوردن دلیل پدرتان را راضی کنید و با شخصی که صلاح دیده اید ازدواج کنید ...در ضمن این سوال و جواب در وبلاک جواب نوشته خواهد شد البته بدون اثری از شما...

ان شاالله که همیشه موفق و پیروز باشید.
لطفا سوالات خود را در قسمت نظرات وبلاک معراج یا راه فضیلت برای ما بنویسید




نویسنده: سجاد(شنبه 91/10/9 :: ساعت 7:25 عصر)

   1   2   3   4   5   >>   >
لیست کل یادداشت های این وبلاگ